ميرزا خانلرخان

90

سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )

آمد . خيلى انسانيت ، تعارف ، مهربانى باادب كرد . با اصرار وعده خواست كه بايد اين چندروزهء توقف اينجا را ، منزل من منزل كنيد . معلوم شد انسانيت قراگزلو از سايرين مأمورين بيشتر است . قريب دو ساعتى بود . بعد از رفتن او عازم حرم مبارك شدم . درب خانه « 1 » آمدم . آدمى آمد كه ميرزا محمد حسن امين وظائف و محمد حسين خان پسر محمود خان كلانتر سابق طهران مىخواهند اينجا بيايند . گفتم حالا زيارت مىروم ، فردا صبح بيايند . رفتم به حرم ، نماز و زيارت كردم ، اينك مراجعت كرده مىنويسم . روز دوشنبهء هفتم . قبل از صبح برخاسته به حمام آستانهء مقدسه رفته غسل كرده ، بيرون آمدم . به حرم مشرف شده ، زيارت كردم . تسبيح يسر خيلى قشنگى كه يادگار رفيقى از اهل گيلان بود ، در حرم گم كرده ، در پشت سر مطهر ، زيارت عاشورا خوانده ، مشغول لعن و سلام بيرون آمده ، به منزل آمدم . چاى خورديم . آقا عبد الوهاب صاحب‌خانه آمد قدرى صحبت كرديم . آدم خوب كارآمدى است . بعد ميرزا محمد حسن امين وظايف خراسان و محمد حسين خان پسر محمود خان كلانتر كه پيشخدمت ركن الدوله است آمدند . مدتى نشسته چاى خوردند ، صحبت كردند ، رفتند . رقعه‌اى از ميرزا اسمعيل منشى مستشار الملك رسيد كه مستشار الملك بعد از عذرخواهى ، از بىاطلاع بودن و اشتغال به تعزيه‌دارى ، امشب را وعده خواسته‌اند به مجلس روضه و ملاقات مخصوص . ساعت شش از دسته رفته از منزل حركت كرده به قصد منزل متولىباشى روانه شدم . در صحن مبارك با ميرزا مصطفى خان پسر ايشان كه نايب التوليه است ملاقات كردم . گفت : جناب‌عالى اندرون هستند ، عصر مىتوان ملاقات كرد ، روانهء تلگرافخانه شده ، آنجا تلگرافى از استخلاص

--> ( 1 ) - مقصود از درب خانه دار الحكومه يا به اصطلاح امروزى استاندارى است .